اِمۺَب اَز اُۅڹ ۺَبآسٺ ڪِة

اِمۺَب اَز اُۅڹ ۺَبآسٺ ڪِة
گُۅشِة لَبآمُۅ گآز میْگیرَم
ڪِة صِدآے هِڨ هِڨَم اَز اُٺآڨَم بٻرُۅڹ نَرِه
دیدگاه ها (۱)

رومان قطره قرمز (پارت 4)

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۴هر دو سوار ماشین شدیمصدای موتور هر دو ماشین توی پیست پ...

#عذرخواهی#پارت-2همینطور وایستاده بود که ماشین چان رو دید که ...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

جنگل نفرین شده پارت ۷

چند پارتی..«درخواستی» وقتی نصف شب مریض میشی و دوست پسرت رو ا...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط