دانای کلحالا عادلو اسمه هردو گرفتار عشقی عمیق شده بودند
دانای کل:حالا عادلو اسمه هردو گرفتار عشقی عمیق شده بودند با این تفاوت که عادل متوجه این عشق درونش شده بود و فریادش میزد اما اسمه او میترسید به زبان بیاورد که عاشق شده است و انکارش میکرد با اینکه هیچ فایده ای نداشت اسمه،دختر قصه ما نمیتوانست خودش را از این عشق رها کند
و اما عشق،عشقی که آنها را به دام خودش انداخته بود سوزناک تر از حد تصور آن دو بود
این عشق آنها را میسوزاند و این تازه شروع ماجرای انهاست و این قصه ادامه دارد....
رمان:TaacakHaBuDeniz🌊
ادامه پارت:5, پنجم🫶
و اما عشق،عشقی که آنها را به دام خودش انداخته بود سوزناک تر از حد تصور آن دو بود
این عشق آنها را میسوزاند و این تازه شروع ماجرای انهاست و این قصه ادامه دارد....
رمان:TaacakHaBuDeniz🌊
ادامه پارت:5, پنجم🫶
- ۵۳
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط