بغلم کن که کمی خوب شود حال بدم

بغلم کن که کمی خوب شود حال بدم
بی تو با درد وغم آغاز شده سال بدم

قسمتم نیستی و نیست کنارت باشم
این هم از بخت پریشان من وفال بدم

هرکسی دید به دیوانه ی تو سنگ بزد
وسط ِ شهر مسلمان  چو تمثال بدم

چشم وابروی من ازهیچ کسی دل که نبرد
از بد حادثه بر گوشه ی لب  خال بدم

دل به هرکس که سپردیم پس آورد نخواست
بیخ ریش خودمم پس زده ای مال بدم

با توام ای غم دلتنگی چشمان ترش!
بغلم کن که کمی خوب شود حال بدم
دیدگاه ها (۰)

این هم اجرایی بشه مثل ماهوارهکه تلویزیون رو به تبلیغ در بیلب...

البته اغراق کردنکلی از این میلیاردرتر تو ایران داریم که با ف...

کسی که به اذعان دشمنانش هم بعد از عدم موفقیت آمریکا در جنگ ب...

🌹🌹🌹✍ افتخار و مقام مادران و زنان سرزمینم همین بس که روز میلا...

پارت 12

Novel panleo ♡ #part⁵³ ♡『 paniz 』با درد از خواب پریدم و دستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط