سکوت بود و سکوت

سکوت بود و سکوت
اما من در تمنای کلامی بودم تا عشق
روحم را دوباره تسخیر کند. چهره ام
میخندید اما‌، عربده میکشید درونش
از سکوتی که مدتهاس در من حاکم شده.
تو آغاز کردی اما پای پایان نماندی، تو
وصله های این کالبد را پیدا کردی، نشانم
دادی اما کامل نکردی و در آخر کلامی هم
نگفتی و به پایان رسید؛ دفتر عشق من و تو.
دیدگاه ها (۰)

من عاشق ِ تـوام .F. یک لحظه شک نکن

با تو بودن، با آرامش همراهه و من به خودم می بالم که ترا دارم

تولدم که می شود

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

میبخشی پارت ۵

نام=)سایه مافیا### پارت یازدهم: بازیِ مهارناپذیردر حالی که آ...

انـــا لله و انـــا الیـــه راجــــعون بسم الله سلام و درود ...

48

آغاز یک عشق پنهان

عضو هشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط