بعد از چند سال بالاخره تونستم با یکی از تلخ ترین اتفاقات

بعد از چند سال بالاخره تونستم با یکی از تلخ ترین اتفاقات زندگیم روبرو شم...
وحشتناک بود درست مثل فکر کردن بهش
ولی شد
تونستم
نه اینکه راحت باشه ها
نه خیلی هم سخت بود.
ولی تونستم
چون باید اتفاق میوفتاد.
بزرگ شدم انگاری...
دیدگاه ها (۱)

اونجا که خوابالویی و موهات بهم ریخته و‌ صدات دو رَگستدقیقا ه...

😓 😑

👌

‌𝟶𝟶 : 𝟶𝟶 یه سال.. یه سال از قولِ "هیچوقت تنهات نمیزارم" میگذ...

به رسم عادت تولدم مبارک✨یکسال دیگر گذشت :)! ۱۲ ماهِ پر از اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط