آن روز که از گلوی تو خون می ریخت

آن روز که از گلوی تو خون می ریخت

خون از رگِ آفتاب، گلگون می ریخت

این خونِ خدا بود که از رگْ رگِ تو

با جوششِ سرخِ عشق، بیرون می ریخت
دیدگاه ها (۱۳)

قربانی شهر فریبمآرامشی در چهره ات بودآرامشی زیبا برادر!خون ت...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

سلام بر معلم شهیددرود خالصانه ام نثار تو باد ای معلم شهید که...

پایان غمگین🥺💔نباید آقای آفتاب تو این کلیپ می بود😭😭

رگ گردنم گرفته که نگو 😩فعلاً متوکاربامول ۵۰۰ می‌خورم تا عشق ...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

دویست شب است که نیستی،اما خونت در میان این مردم مقاوم جاری ا...

سردار عشق، گوی سعادت مبارکتدر کام سرخ مرگ، عبادت مبارکتسر لش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط