این غزل باشد برای لحظه های غربتم

این غزل باشد برای لحظه های غربتم
درهمان وقتی که خوابم برد و نشنیدم تو را
دیدگاه ها (۱)

سوختم در خود هزاران بار تا فهمیده ام در شب دلواپسی پروانه ای...

غم فراهم...ساقی و میخانه ای کم داشتم بغض ها خوردم ولی پیمانه...

عاشقانه،عامدانه دوستت دارم نفس درمسیرسرخ چشمم پای کوبیدم تو ...

اگه به وقت خوابم برد باز خواب تو رو ببینمممم:))))))))😭😭😭😭😭😭😭...

‏🐷🐰[13:16~17:17 به وقت کره]جدیییㅜㅜ خوابم نمی‌برد، برای همین ...

از انچه برای من است لذت را خواهم برد. (در کامنت های این پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط