خدا مى گويد :

خدا مى گويد :
هر آن كس كه بيشتر از من دوست بدارى از تو مى گيرم
و مى افزايد :
نگو بدون آن نمى توانم زندگى كنم
تو را بدون آن هم زنده نگه مى دارم
و فصل عوض مى شود
شاخه ى درختانى كه سايه مى افكنند خشك مى شوند
صبر لبريز مى شود
يار را كه جان و دلت بود ، غريبه مى شود
و ذهنت متعجب مى شود
دوستت تبديل به دشمن مى شود
دشمن بر مى خيزد و تبديل به دوستت مى شود
دنياى غريبى ست
هرچيزى را كه مى گويى نمى شود ، اتفاق مى افتد
مى گويى نمى افتم ، مى افتى ، سقوط مى كنى
مى گويى غافلگير نمى شوم ، غافلگير و متعجب
مى شوى

عجيب ترينش هم اين است كه ،
مى گويى مُردم ، اما باز هم زنده مى مانى...

#متن_نوشته_خاص
دیدگاه ها (۳)

کامل گوش کن بعد نظرتو بگوخدا می گوید...هر آنکس را که بیشتر ا...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

خدا می گوید : هر آن کس که بیشتر از من دوست بداری از تو می گی...

خدا می گوید : هر آن کس که بیشتر از من دوست بداری از تو می گی...

خدا مى گويد : هر آن كس كه بيشتر از من دوست بدارى از تو مى گي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط