دنـــــیـــــــا :

دنـــــیـــــــا :


بازی هایت را سرم درآوردی،


گرفتنی ها را گرفتی ،


دادنی ها را ندادی ،


حسرت ها را کاشتی ،


زخم ها را زدی،


دیگر بس است چون چیزی نمانده ،


بگذار بخوابم …


محتاج یک خواب بی بیدارم !.
دیدگاه ها (۳۱)

لحظه ای در گذر از خاطره هاناخودآگاه دلم یاد تو کردخنده آمد ب...

خاطرات خیلی عجیب اند!!!گاهی اوقات گریه میکنیم ؛برای روزهایی ...

تو روزگار رفته... ببین چی سهم ما شد …از عاشقی تباهی ؛از زندگ...

حرفها سه دسته اند :دسته اول : گفتنی هادسته دوم : نوشتنی هاو ...

first love

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط