ای کاشکی به عالم ، تا چشم کار می آرد

ای کاشکی به عالم ، تا چشم کار می آرد

دل بود و آدم آن را قربان یار می کرد

 
زاین خوبتر چه میشد گر هر نفس به جانان

یک جان تازه میشد عاشق نثار می کرد
دیدگاه ها (۱)

آن که تاج سر من خاک کف پایش بوداز خدا می‌طلبم تا به سرم بازآ...

#دلبرا دل میدهم تو دلدارم می شوی ؟عاشق زار تو میگردم تو یارم...

✋سلام امام زمانم مهدی جان مولای غریبم هر چه قدر زمانه سخت شو...

بر کشتگان نینوا، اربعین آمد…آل پیمبر کربلا دل غمین آمدجانم ح...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

الا ای رهبر آزاده ی منالا ای جان نثار دین و میهنالا ای رهرو ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

#داستان_ضرب_المثل:👇               «عذر بدتر از گناه » ریشه ض...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط