از ســرزمینـی می‌‌آمــد ...

از ســرزمینـی می‌‌آمــد ...

کـــه مـردمـانـش ...

دوستتـــــ دارم را ...

بـا دوستـــــ داشتنـی‌تریـن ...

لهجـــــه‌هـا می‌‌گفتنـــــد ...

و دلـی‌ اگـر می‌لـرزیـد ...

یـا کنــارِ عشــق بـــود ...

یــا بـه راهِ عشـــــق ...

و هـر بـار کـه دلـش مـی‌شکستـــــ ...

ریسـه مـی‌‌رفتـــــ ...

مـی‌خنـدیـــــد ...

بـوســـــه‌ای میـــــداد ...

و مـــــی‌‌گفتـــــ ...

عاشقـــــان چنیـن انـد ...

بـی‌ رحمـــــانـه مـی‌‌سوزنـد ...

بــی‌ رحمـانه تـر‌ می‌‌ســـــازنـد ...
دیدگاه ها (۹)

و چقدر خسته ام از«چرا؟» ...از«چگونه » ...خسته ام از سؤال های...

مــــے گـــــویــنـــد :قــلـــب هــَـر اِنــســــان ...بـ...

نفس تنگی گرفته اند روزهایم ...هیچ دارویی هم انگار اثر نمی کن...

به گمانم حواست به پاییز نیستــ ...آمده است ...خیالم راحت است...

بوی محرم می‌آید…😭و دل، دوبارهبی‌اختیار راهیِ کربلا می‌شود… 🖤...

#دختر_قمار_بازSeason : ²Part : ⁵⁰ویو ادمین___و بعد—همه‌چی شک...

او در میان هجوم وحشیانه‌ی دست‌ها و سنگینیِ نگاهی که نشانی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط