دیدی آخر به لبت عشق من ابراز نشد؟
دیدی آخر به لبت عشق من ابراز نشد؟
مُردم و زنده شدم دلبری آغاز نشد
دیدی آخر شده ام سنگ صبور دل و جان
عمرم آخر شده و سوزه بر آن ساز نشد
بس نشستم به در کوچه ی غم پیر شدم
چه نشستی که شب و قصه ام آغاز شد
به چنین دام بلا نیست کسی همچو منی
وای بر من که نسیم سحرم باز نشد
میروم تا که شوم گم به هیاهوی زمان
منتظر ماندم و گُل بر لب طنّاز نشد
مُردم و زنده شدم دلبری آغاز نشد
دیدی آخر شده ام سنگ صبور دل و جان
عمرم آخر شده و سوزه بر آن ساز نشد
بس نشستم به در کوچه ی غم پیر شدم
چه نشستی که شب و قصه ام آغاز شد
به چنین دام بلا نیست کسی همچو منی
وای بر من که نسیم سحرم باز نشد
میروم تا که شوم گم به هیاهوی زمان
منتظر ماندم و گُل بر لب طنّاز نشد
- ۸.۳k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط