📬 امروز روز دلگیری بود...

📬 امروز روز دلگیری بود...

کم کم اثر تحریم ها داره پررنگ تر میشه و خودش رو بیشتر نشون میده

حالا بعد از تعطیلی شبکاری وپنجشنبه ها،
امروز همه کارگر ها با چهره ای خسته و نا امید و کمری خمیده، ساعت چهار، محل کار رو ترک کردند و رفتند.

بعضی از کارگرها رو حتی من با لباس شخصی تا حالا ندیده بودم و اصلا در زیر نور آفتاب تاحالا چهرشون رو ندیده بودم...
چقدر عوض شده بودن

اینجا رو سکوتی تلخ در سال حمایت از کالای ملی فرا گرفته ودستگاه‌ها پس از مدتها خاموش شدند

حالا که در سکوت سالن به دستگاه ها نگاه میکنم روح هر کارگری در کنار دستگاه خودش نشسته و با لبخند مشغول بکار است ولی به انتهای سالن که میرسم و برمیگردم خبری از هیچ کدامشان نیست و کارگاه در سکوت غرق شده است...

ترسم از خاک گرفتن این دستگاه‌هاست...


کاش این روزها بگذرد و #آرامش برگردد
دیدگاه ها (۲)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~یونگی رفت سمتش و کنارش نشست، بدون ا...

☆ازدواج اجباری☆P♡35*امروز هم مثل بقیه روز ها بود..کم کم خورش...

رمـᩘـان:: گنگׄـــꨭ᪤ـستر دردᩘسر سا^᪲ز مـ𑄽୧ـن🫐(پـ꩜ـارت بـیـׄ ۪...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط