عشق مافیایی

عشق مافیایی

Part=29

صبح احساس کردم یکی داره بوسم میگنه چشام باز کردم دیدم کوکه
+کوک
_چ عجب بیدار شدی خانم
+*لبخند*
+ساعت چنده؟
_10و ربع
یدفعه از جام بلند شدم
+چندددددد*داد*
_اروم دختر گوشم
+کوک مگ ساعت 8 ساعت نزاشتی؟
_گذاشتم ولی..
+ولی چی؟
_خاموشش کردم خوابیدم
+کوک یعنی چی اخه
_شبیه فرشته ها تو بغلم بودی دلم نیومد بیدارت کنم خو
+ای خدا کوک از دست تو بدو برو حاضر شو
حاضر شدیم و رفتیم کارایی ک مونده بود رو انجام دادیم ساعت 9 شب شد
+وای خیلی خسته شدم
_منم
بیرون شام خورده بودیم رفتیم لباسامون و عوض کردیم صبح ساعت 6 ساعت گذاشتم ساعت 8 باید ارایشگاه باشم کوکم 8 و نیم
*صبح*
بیدار شدم کوکم بیدار کردم رفتم ی دوش گرفتم اومدم و کارای دیگم و انجام دادم
ساعت 7 و نیم بود حاضر شدم کوک بردم ارایشگاه خودشم از اونور رفت ارایشگاه
+سلام خسته نباشید
» سلام خیلی ممنونم
+مین کاترین هستم
» اها بله خوش امدید بفرمایید بالا
+ممنونم
رفتم بالا مامانم و مامان کوک با ماریا رو دیدم رفتم پیششون سلام کردم و نشستم رو صندلی چندتا زن اومدن سمتم و کارشون و شروع کردن

2 ساعت بعد
کارم تموم شد
کوک ب گوشیم زنگ زد
_الو عشقم بیا پایین
+اومدم عشقم
رفتم پایین....

شرطی نمیزارم
پارت بعدی پارت اخره_
دیدگاه ها (۰)

*سالتون مثل نامجون خوش بین مثل جین جذاب مثل شوگا قوی و شجاعم...

گایز پیج قبلی ایشون ک وانشات (عشق سخت) رو میزاشت متاسفانه م...

گایز میخوام تک پارتی بنویسم بگید از کدوم یکی از اعضا بنویسم؟...

عشق مافیاییPart=28(فلش نکست ب 5 ماه بعد) ویو کاترینتوی این 5...

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

سلام من ات هستم ۲۴ سالمه عاشق موتور سواری هستم شغلمم هم دنسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط