Bad boy
_Bad boy _
_پسر بد _
☆شخصیت ها : جونگ کوک و تهیونگ..
تهیونگ.★
تهیونگ یک پسر مستقل و آروم هست که زندگیش مثل قهوه تلخ میمونه. اون به هیچ کس اعتماد نداره و همیشه تنها زندگی میکرده. وقتی بچه بوده پدرو مادرش توی یه تصادف کشته میشن و اون نصف عمرش رو توی یتیم خونه میگذرونه. اما وقتی 16 سالش بود با یک مرد آشنا میشه که باعث میشه تهیونگ نسبت به قبل تغییر کنه..
جونگ کوک ☆
جونگ کوک بچه گوگولی و خوش قلبه که همیشه کنجکاوه. اما این کنجکاوی همیشه کار میده دستش. اون هم وقتی بچه بود توست مامانش رها میشه و یه مدت کوتاه توی یتیم خونه میمونه اما بعد یه مدت متوجه میشن که او درگیر یک بیماری بد است که اگر بهش رسیدگی نشه باعث مرگ میشه . برای همین جونگ کوک برای درمان به خارج از کشور فرستاده میشه و بعد چند سال به کشورش برمیگرده.و کلی ماجرا براش پیش میاد..
خلاصه داستان ☆
تهیونگ و جونگ کوک که باهم توی یه یتیم خونه آشنا شدن به مرور زمان بهم وابسته میشن و این باعث میشه جدایی بینشون سخت بشه. تهیونگ که تا قبلی که جونگ کوک وارد زندگیش بشه توی تاریکی بود جونگ کوک رو نوری توی زندگیش میبینه و حالا این دو مجبورن از هم جدا بشن. این جدایی ضربه ی محکمی به تهیونگ وارد میکنه و برای جونگ کوک شاید به مدت کوتاهی دردناک باشه. جونگ کوک از تهیونگ جدا میشه و دیگه هیچ خبری از بازگشت جونگ کوک نمیشه و تهیونگ دوباره در تاریکی گم میشه. چند سال بعد حالا تهیونگ و جونگ کوک یک مرد بالغ شدن. تهیونگ یک زندگی مرموز و پر از هرجومرج دارد و جونگ کوک یک زندگی معمولی و مستقل. جونگ کوک بعد از 10 سال به کشور خودش برمیگرده و تصمیم میگیره زندگی جدیدی رو شروع کنه. تا اینکه با یه مرد مرموز برخورد میکنه که نسبت بهش کنجکاو میشه. اون سعی میکنه مرد رو بشناسه بدون اینکه بفهمه اون مرد تهیونگه. اما این کنجکاوی کار دستش میده و باعث کلی اتفاق میشه..
(خب اینم از معرفی نامه فیک جدید. ممنونم که از فیک قبلی کلی استقبال کردین و ممنون میشم از اینم استقبال کنین)
_پسر بد _
☆شخصیت ها : جونگ کوک و تهیونگ..
تهیونگ.★
تهیونگ یک پسر مستقل و آروم هست که زندگیش مثل قهوه تلخ میمونه. اون به هیچ کس اعتماد نداره و همیشه تنها زندگی میکرده. وقتی بچه بوده پدرو مادرش توی یه تصادف کشته میشن و اون نصف عمرش رو توی یتیم خونه میگذرونه. اما وقتی 16 سالش بود با یک مرد آشنا میشه که باعث میشه تهیونگ نسبت به قبل تغییر کنه..
جونگ کوک ☆
جونگ کوک بچه گوگولی و خوش قلبه که همیشه کنجکاوه. اما این کنجکاوی همیشه کار میده دستش. اون هم وقتی بچه بود توست مامانش رها میشه و یه مدت کوتاه توی یتیم خونه میمونه اما بعد یه مدت متوجه میشن که او درگیر یک بیماری بد است که اگر بهش رسیدگی نشه باعث مرگ میشه . برای همین جونگ کوک برای درمان به خارج از کشور فرستاده میشه و بعد چند سال به کشورش برمیگرده.و کلی ماجرا براش پیش میاد..
خلاصه داستان ☆
تهیونگ و جونگ کوک که باهم توی یه یتیم خونه آشنا شدن به مرور زمان بهم وابسته میشن و این باعث میشه جدایی بینشون سخت بشه. تهیونگ که تا قبلی که جونگ کوک وارد زندگیش بشه توی تاریکی بود جونگ کوک رو نوری توی زندگیش میبینه و حالا این دو مجبورن از هم جدا بشن. این جدایی ضربه ی محکمی به تهیونگ وارد میکنه و برای جونگ کوک شاید به مدت کوتاهی دردناک باشه. جونگ کوک از تهیونگ جدا میشه و دیگه هیچ خبری از بازگشت جونگ کوک نمیشه و تهیونگ دوباره در تاریکی گم میشه. چند سال بعد حالا تهیونگ و جونگ کوک یک مرد بالغ شدن. تهیونگ یک زندگی مرموز و پر از هرجومرج دارد و جونگ کوک یک زندگی معمولی و مستقل. جونگ کوک بعد از 10 سال به کشور خودش برمیگرده و تصمیم میگیره زندگی جدیدی رو شروع کنه. تا اینکه با یه مرد مرموز برخورد میکنه که نسبت بهش کنجکاو میشه. اون سعی میکنه مرد رو بشناسه بدون اینکه بفهمه اون مرد تهیونگه. اما این کنجکاوی کار دستش میده و باعث کلی اتفاق میشه..
(خب اینم از معرفی نامه فیک جدید. ممنونم که از فیک قبلی کلی استقبال کردین و ممنون میشم از اینم استقبال کنین)
- ۱۴۸
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط