در حلقه عشاق ، به ناگه خبر افتاد

در حلقه عشاق ، به ناگه خبر افتاد
کز بخت یکی ماه رخی، خوب در افتاد

چشم و دل عشاق ، چنان پر شد از آن حسن
تا قصه خوبان که بنامند ، بر افتاد

بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید
بس باده ، کز آن نادره در چشم و سر افتاد

مه ، با سپر و تیغ شبی حمله او دید
بفکند سپر را ، سبک و بر سر افتاد

ما بنده آن شب ، که به لشکرگه وصلش
در غارت شکر همه ما را حشر افتاد

خونی بک هجران به هزیمت علم انداخت
بر لشکر هجران ، دل ما را ظفر افتاد

#مولانا
دیدگاه ها (۳)

اللهم صل علی محمد واله

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنیداز یار آشنا سخن آشنا شنیدای ش...

بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنیداز یار آشنا سخن آشنا شنیدای ش...

با دلِ تنگ به سوی تو سفر باید کرد‏از سر خویش گذر باید کرد‏‏‏...

جدا شد یکی چشمه از کوهساربه ره گشت ناگه به سنگی دچاربه نرمی ...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

راندی ز نظر، چشم بلا دیدهٔ ما رااین چشم کجا بود ز تو، دیدهٔ ...

کی در نگاه آهوست آن حجب و بی‌گناهی

جدا شد یکی #چشمه از کوهساربه ره گشت ناگه به سنگی دچاربه‌ نرم...

آتشی در سینه دارم جاودانیعمر من مرگی‌ست نامش زندگانیرحمتی کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط