با لبت حالی به حالی می شوم این روزها 

با لبت حالی به حالی می شوم این روزها 
آرزوهای محالی می شوم این روزها 

گام برداری همه گل های قالی شاعرند 
کشته ی گل های قالی می شوم این روزها 

ماه ده شب می شود با دیدن روی شما 
در غزل هی انفعالی می شوم این روزها 

بس که خندیدی غزل با حس من بالا گرفت 
با تو هم گاهی سئوالی می شوم این روزها 

خم به ابرو می کشی دریای من با خنده هات 
من فقط شکل هلالی می شوم این روزها 

حس دریا داری و با شعر خالی می شوی 
گاه از احساس خالی می شوم این روزها 

ماه باشی آسمان باشی چه فرقی می کند 
شعر من بسیار عالی می شود این روزها
دیدگاه ها (۵)

من حرف می زنم و دلم شعر می شود در واژه های م...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

حالی به باغ نیست

سناریو

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط