چشمان تو یادم داد

چشمان تو یادم داد

فریاد کشیدن را

تا قله به سر رفتن

از کوه پریدن را . . .


((علیرضا آذر))
دیدگاه ها (۱)

عشق آن اگـر باشد که می‌گوینددل‌های صاف و ساده می‌خواهدعشق آن...

آدم که عاشق شدگرما نمیفهمدآدم که عاشق شدمن، من نمیفهمد...طوف...

خطرناک است وا ماندندر این اقلیم طوفانیبکوچ از من که رم کردمه...

با مـــن قدم بزن، تنهاتــــر از همهاِی مصرعِ سکوت، در شعرِ ه...

تهیونگ هیونگ؛من هنوز عاجزم برا گفتن وسعت حسم بهت...ولی هنوزم...

بالای کوه بلند درد و زجر یه گنج به نام موفقیت هست، فقط تو با...

لرهای غیوردست بکارشدن ✊با «دمپایی» و «برنو» رفتن کوه برای شک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط