پارت

پارت ۲۶
تهیونگ: یعنی چی ؟؟؟؟؟
جیهیو: ای بابا چرا هی میگی یعنی چی یه ذره فکر کن
اریکا: البته اگه مغز داشته باشن
جونگ کوک: نکنه .........
اریکا و جیهیو: درستهههه افرین جونگ کوک نشون داد مغزش بیشتر از تهیونگه
جویی: منکه از این مدرسه میرم ولی تهیونگ کی میخوای بهش بگی
جیهیو: چیو
اریکا:........
جونگ کوک: خفه شو
جویی: نمیشم باید بگه نمیزارم اینم مثل من گول بزنه میدونی با من چیکار کرد نه چیکار کردن
تهیونگ: دهنتو ببند و برو دختره ی عوضی
جیهیو: چی میخوای بگی ؟؟؟؟؟؟(با داد)
جویی: این پسره یعنی تهیونگ قبلا دوست پسرم بوده و حتی یه شبم با من خوابیده
جیهیو:(یه لحظه رفتم تو شک ولی اخه چراااا مگه دوستم نداشت چرا اینجوری شد واییی)
اریکا:چیییییی؟ تو
اه
جیهیو: به منچه به منچه ها منکه با این دوست نیستم چرا لینو به من میگی
تهیونگ: برو گمشو بیرون
جونگ کوک: بیا بریم دیگه چرا نمیتونی جلوی دهن کثیفتو بگیری
جویی: چیییی؟؟یعنی شما عاشق هم نیستید هههههههههه وای من کل زندگیم فکر کزدم شما با همید
جیهیو: اشتباه فکر کردی جویی خانم حالا هم گمشو بیرون تا اون عکسارو همجا پخش نکردم
جویی: مگه نگفتی انداختیشون دور
اریکا: میخواست بندازه اما من نذاشتم متاسفم واقعا
جویی: خیلی کثافتید
جیهبو: تو بیشتر
تهیونگ: دیگه نمیتونستم هیچی بگم
جونگ کوک: جویی عکس چیه قضیه چیه
جویی: بتوچه ها ؟؟؟؟؟ولم کن
بعد رفت و محکم دروبست
جونگ کوک: اریکا قضیه چیه عکس چیه ؟؟؟
اریکا: اگه نخوام بگم چی بتوچه بین ما دختراس برو اونور
جونگ کوک: اعصابم خورد شد و دستشو محکم گرفتمو بردم بیرون جیهیو میخواست بیاد بیرون که تهیونگ جلوشو گرفت
اریکا:ولم کن مرتیکه ی .......
تهیونگ: نمیزارم بری
جیهیو: برو اونور
گفتم دروباز کن
تهیونگ: نمیکنم میخوای چیکار کنی هیچکی تو محوطع نیست همه تو حیاطن کسی هم صداتو تو حیاط نمیشنوه
جیهیو: گفتم برو اونور انقدر حرف نزن
تهیونگ: بازوشو گرفتم و اروم چسبوندمش به دیوار
جیهیو: چیکار میکنی ولم کن برو اونور
تهیوتگ: چراااا ؟ چرا دوستم نداری لعنتی
من دیوونم
جیهیو: خودت داری تو نمیدونم من پس بکش کنار بازوم درد گرفت اههه
جونگ کوک: بردمش کلاس بالایی
فیلیکس : داشتم میرفتم تو کلاس که اب بخورم
چقدر هوا گرمه
______________________جونگ کوک: میرفتم جلو میرفت عقب انقدر رفتم که دیگه کاملا چسبید به دیوار منم فقط یه سانت باهاش فاصله داشتم
اریکا: برو اونور
جونگ کوک: اومد از بغلم رد شه که دستمو گذاشتم رو دیوار
دوباره اومد از اونور رد شه اون یکی دستمم محکم کبوندم تو دیوار
اریکا: دیگه هیچ راه فراری نداشتم خیلی ترسیده بودم
فیلیکس: یهو دروباز کردم دیدم جونگ کوک چسبیده به اریکا اون به چه جرئتی
دیدگاه ها (۵)

لطفا لایکاتون رو زیاد کنید

۱۰۰تایی شدنمون مبارک (:

پارت۳۴رزی: رفتم تو اتاق دیدم نشسته رو تخت ولی هنوز لباساشو ع...

#Jung_kook

دانشگاه وانیلی / فیک تهکوک پارت 10ویو خونه جونگ کوک : تهیونگ...

فیک وقتی میگی بیا بازی بارسا و رئال مادرید رو ببینم نامجون: ...

دانشگاه وانیلی / فیک تهکوک پارت ۷جونگ کوک : اگه قراره از کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط