بعضی وقتا سكوت میكنی

بعضی وقتا سكوت میكنی
چون اینقدر رنجیدی كه نمیخوای حرفی بزنی ...
بعضی وقتا سكوت میكنی
چون واقعا حرفی واسه گفتن نداری ...
گاهی سكوت یه اعتراضه
گاهی هم انتظار ...
اما بیشتر وقتا سكوت ...
واسه اینه كه هیچ كلمه ای نمیتونه
غمی رو كه تو وجودت داری توصیف كنه

برای دل خودم می‌نویسم …

برای دلتنگی‌هایم

برای دغدغه‌های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست …

برای دستی که نوازشگر زخم‌هایم نیست …

برای خودم می‌نویسم !

✘.. بعضـــــﮯ وقتـــ ـ ــا مـجـبـورے تو فضاے بغضتــــــ بـخنـבے...


בلتـــــ بگیرهـ ولـــــے בلـگـیرے نکنـــــے...

شاکـــے بشــے ولـــے شکایتـــــ نکنـــے...

گریـﮧ کنے اما نـבֿارے اشکاتـــــ پیـבا شـטּ...

خیـــ ـ ـــلے چـیـزارو بـبـیـنے ولــے نـבیــבش بـگیـرے...

خیلــے حـرفـارو بـشـنـوے ولی نشنیـבهـ بـگـیـرے!

خیلے ـها בلتـــــو بشکنـטּ ...

و تــــــو فقــــط سکوتـــــ کنــے✘.....

همیـــטּ
یڪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎیـے ﻫﺴﺘـنـב ڪﮧ ﻭﻗﺘـے ﺷﺎבے ڪنـﺎﺭﺕ نـﻴﺴﺘنـב ﭼﻮטּ " ﺣﺴﻮבنـב "... !

وقتـے غمگیـنـے בﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ نـﻤﻴﮕﻴﺮنـב ﭼﻮﻥ " ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ انـב " !

وقتـے ﻣﺸڪﻞ בﺍﺭ ے ﺑـﮧ ﻇﺎﻫﺮ ﻫﻤבﺭבنـב ﺍﻣﺎ בﺭ ﻭﺍﻗﻊ " بـے ﺧﻴﺎﻝ ﺗﻮ "ﻫﺴﺘنـב ...!

ﺍﻣﺎ ﻭقتـے ﻣﺸڪﻞ בﺍﺭﻧב ﺑﺎ ﺗﻮ خیلـے ﻣﻬﺮﺑﻮنـنـב … خیلـے ...!

ﺍﻳنـها " لاشــے ﺗﺮﯾـטּ " ﺍنـﺴﺎنـﻬﺎے ﺭﻭے ﺯﻣﻴنـنـב
دیدگاه ها (۱)

پارت نوزدهم | نزدیک تر.پارک لارابعد از رقص، دوباره کنار میچا...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

چندپارتی تهیونگ

فیک : بین راندها

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط