شهید ذوالفقار عزالدین (لبنان)
شهید ذوالفقار عزالدین (لبنان)
در خواب دید که سرش گوش تا گوش بریده میشود. با ترس از خواب بیدار شد ولی دوباره به خواب رفت. اینبار مولای ما امام حسین (علیهالسلام) را دید که در خواب به او میگوید: «عزیز من سر تو را خواهند برید همانطور که بر سر من در واقعه کربلا گذشت اما دردی حس نخواهی کرد چون فرشتگان از هر طرف تو را در بر خواهند گرفت». وقتی ذوالفقار بیدار شد این خواب را برای دوستانش تعریف کرد و آنها به نوبه خود بعد از شهادتش به خانوادهاش خبر دادند. اما چیز عجیب آنکه مادر شهید ذوالفقار یک روز قبل از شهادتش خواب دید که حضرت زینب (سلاماللهعلیها) پیشاپیش یک نعش سفید و نورانی که بر دست فرشتگان است راه میرود. یکی از دستهای شهید هم قطع شده بود. شهید ذوالفقار عزالدین بهدست سلفیهای سوریه به شهادت رسید و در حال حاضر بدنش هنوز هم در دست این اشقیاست. آنها بعد از آنکه سرش را از تنش جدا کردند بهکار فجیع خود افتخار کردند و خواستند نام حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) که بر سینه شهید نقش بسته بود را با خنجرهای خود از بین ببرند.
#آشنایی_با_مدافعان_حرم
در خواب دید که سرش گوش تا گوش بریده میشود. با ترس از خواب بیدار شد ولی دوباره به خواب رفت. اینبار مولای ما امام حسین (علیهالسلام) را دید که در خواب به او میگوید: «عزیز من سر تو را خواهند برید همانطور که بر سر من در واقعه کربلا گذشت اما دردی حس نخواهی کرد چون فرشتگان از هر طرف تو را در بر خواهند گرفت». وقتی ذوالفقار بیدار شد این خواب را برای دوستانش تعریف کرد و آنها به نوبه خود بعد از شهادتش به خانوادهاش خبر دادند. اما چیز عجیب آنکه مادر شهید ذوالفقار یک روز قبل از شهادتش خواب دید که حضرت زینب (سلاماللهعلیها) پیشاپیش یک نعش سفید و نورانی که بر دست فرشتگان است راه میرود. یکی از دستهای شهید هم قطع شده بود. شهید ذوالفقار عزالدین بهدست سلفیهای سوریه به شهادت رسید و در حال حاضر بدنش هنوز هم در دست این اشقیاست. آنها بعد از آنکه سرش را از تنش جدا کردند بهکار فجیع خود افتخار کردند و خواستند نام حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) که بر سینه شهید نقش بسته بود را با خنجرهای خود از بین ببرند.
#آشنایی_با_مدافعان_حرم
- ۱.۶k
- ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط