تو گذر کردنت از باغ انار آسان بود

تو گذر کردنت از باغ انار آسان بود
دل خونین من اما چه ترک ها برداشت
دیدگاه ها (۱)

باران آبرویم را خریدشبیه مردی که گریه نمی کندبه خانه برگشتم

پرکن از باده چشمت قدح صبح مراخودبگو من ز تو سرمست شوم یا خور...

اینگونه که مرا صدا میزنیدرخت پیر حیاط را هم صدا کنشکوفه میده...

‍ زمستان باشدو نم بارانچای داغو بوی هیزم سوختهگاهیاز همه دنی...

#استوری ترک دارد دلم همچون انار آخر پاییز همه شب‌های دلتنگی ...

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می بردو تو اناره...

ترک دارد دلم همچون انار آخر پاییز همه شب‌های دلتنگی بدون تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط