‍ ‍

‍ ‍
من از جنگل خاکستری اندوه برمیگشتم وقتی که تمام روز و شبهای من پر از صدای شیون پسریکی بود که یک شب باد او را از ایوان خانه شان ربود...
وقتی تمام صورتکهای شهر آهنی به جنگل ابر بدل شد و آدمها شکل درختهای سیاه و سپید را به خود میگرفتند من با هر قدم که میدویدم گویا سایه ی ناشناس روح سرگردان مردی را به دنبال خود میکشیدم که شکل پیری من بود...
مردی که در انتظار آمدن مردی از قبیله ی باران نه تنها گیسوانش که چشمهایش نیز سپید شد...
جواد...وقتی صدای مهربان تو از آن دور دستها شنیده شد من برگشتم و نگاه کردم به امتداد جاده ای که به تو،نه.به شروع کابوسهای شبانه ی من میرسید........
دیدگاه ها (۱)

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۱

🚺 آداب زایمان در قدیمزایمان در قدیم آداب و رسومی داشت که زح...

💙•زیاد گشتن تو فضای مجازیبی‌هدف گشتن تو فضای مجازی باعث مقای...

#خودشناسی #انسان #تفکر #مقاومت #مبارزه#ظلم #انگیزشی #تلنگر

🎁 عینک آفتابی فریم گرد مدل miu miuMinimalist Charm | Miu Miu...

بی احترامی هیچوقت از من شروع نمیشه🤍#شخصی #ویسگون #دلتنگی #حر...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

تا خــدا هستڪسی تنهـا نیست   من اگر گم شده ام       تو اگر خ...

درحال اماده کردن خیارشور توسط ستایش بانو 😂😂😂#عاشقانه #شخصی #...

خیار ُ🥒 ترخون🌱 گرفتم،، خیارشور بزارم😋کیا خیارشور دوست دارند؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط