بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
حتی درنظام سیاسی سلطنتی ودیکتاتوری نیزیک قانون کلی،تحت عنوان نظر ملوکانه - هر چه شاه امر کند وجود دارد و احکام داوریها بر اساس آن صادر میگردد.
پس چون نظام حاکم بر سیاست و اداره یک کشور،احکام قوانین خود را با استفاده از ابزار قدرت،اِعمال میکند،به آن حکومت میگویند.
دین حکومتی : در تعریف دین حکومتی نیز باید دقت نمود که منظور چیست؟
گاه منظور دینی است که در آن دیانت و سیاست از هم جدا نشده است، بنابراین در امر قضا و حکومت نیز تعاریف و قوانینی دارد.
گاه منظور دینی است که صرفاً برای حکومت کردن درست شده است، مثل ماکیاولیسم، امپریالیسم و اگر چه هر که مدعی جدایی دین از سیاست هر نوع دینی و هر نوع سیاستی شود، کاملاً دروغ میگوید، چرا که هیچ امری از سیاست جدا نیست حتی نوشیدن یک جرعه آب، چه رسد به مسائل سیاسی و اداری یک جامعه و یک کشور، اما در عین حال، به حسب ظاهر این چنین دستهبندی عوام فریبانهای را بین ادیان الهی و یا غیر الهی، القا کردهاند.
بنابر این، اسلام طبق تعریف اول دین حکومتی است، یعنی نه تنها منحصر به برخی عبادات شخصی و گرایشات فردی نیست، بلکه کاملاً اجتماعی است و احکام اجتماعی آن در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، به مراتب بیش از احکام شخصی و فردیاش می باشد.
اما طبق تعریف دوم، اسلام دین حکومتی نیست، یعنی صرفاً برای حکومت تدوین و ایجاد نشده است، چرا که هدف از اسلام، توحید و معاد فردی و اجتماعی میباشد و غایت این دین نیز الیه راجعون است و کمالش در رشد، کمال و فلاح ابدی مردمان تعریف میشود،اگر چه تحقق این اهداف، بدون بر خورداری از حکومتی الهی و قضاوت و حکمرانی مغایر بااحکام الهی، ممکن و متصور نمیباشد.
حکومت دینی: حکومت دینی، یعنی یک نظام سیاسی و اداری حاکم بر یک کشور، که احکام قوانین آن، مبتنی بر دینی خاص و معلومی می باشد و هدف این حکومت، تحقق، پیاده کردن و اجرای آن احکام است، تا امکان تحقق هدف نهایی دین، در کشور و جامعه، مهیا گردد.
بهترین مثال،همین حکومت اسلامی می باشد. حکومت در چنین نظامی، قوانین و احکامش را از دین خدا اخذ میکند، نه از نظرات شخصی یا جمعی افراد و قدرت های داخلی و یا خارجی، و بر اساس همان احکام قضاوت و داوری میکند و با بر خورداری از قدرت اجرایی، آن احکام را اِعمال مینماید.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
حتی درنظام سیاسی سلطنتی ودیکتاتوری نیزیک قانون کلی،تحت عنوان نظر ملوکانه - هر چه شاه امر کند وجود دارد و احکام داوریها بر اساس آن صادر میگردد.
پس چون نظام حاکم بر سیاست و اداره یک کشور،احکام قوانین خود را با استفاده از ابزار قدرت،اِعمال میکند،به آن حکومت میگویند.
دین حکومتی : در تعریف دین حکومتی نیز باید دقت نمود که منظور چیست؟
گاه منظور دینی است که در آن دیانت و سیاست از هم جدا نشده است، بنابراین در امر قضا و حکومت نیز تعاریف و قوانینی دارد.
گاه منظور دینی است که صرفاً برای حکومت کردن درست شده است، مثل ماکیاولیسم، امپریالیسم و اگر چه هر که مدعی جدایی دین از سیاست هر نوع دینی و هر نوع سیاستی شود، کاملاً دروغ میگوید، چرا که هیچ امری از سیاست جدا نیست حتی نوشیدن یک جرعه آب، چه رسد به مسائل سیاسی و اداری یک جامعه و یک کشور، اما در عین حال، به حسب ظاهر این چنین دستهبندی عوام فریبانهای را بین ادیان الهی و یا غیر الهی، القا کردهاند.
بنابر این، اسلام طبق تعریف اول دین حکومتی است، یعنی نه تنها منحصر به برخی عبادات شخصی و گرایشات فردی نیست، بلکه کاملاً اجتماعی است و احکام اجتماعی آن در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، به مراتب بیش از احکام شخصی و فردیاش می باشد.
اما طبق تعریف دوم، اسلام دین حکومتی نیست، یعنی صرفاً برای حکومت تدوین و ایجاد نشده است، چرا که هدف از اسلام، توحید و معاد فردی و اجتماعی میباشد و غایت این دین نیز الیه راجعون است و کمالش در رشد، کمال و فلاح ابدی مردمان تعریف میشود،اگر چه تحقق این اهداف، بدون بر خورداری از حکومتی الهی و قضاوت و حکمرانی مغایر بااحکام الهی، ممکن و متصور نمیباشد.
حکومت دینی: حکومت دینی، یعنی یک نظام سیاسی و اداری حاکم بر یک کشور، که احکام قوانین آن، مبتنی بر دینی خاص و معلومی می باشد و هدف این حکومت، تحقق، پیاده کردن و اجرای آن احکام است، تا امکان تحقق هدف نهایی دین، در کشور و جامعه، مهیا گردد.
بهترین مثال،همین حکومت اسلامی می باشد. حکومت در چنین نظامی، قوانین و احکامش را از دین خدا اخذ میکند، نه از نظرات شخصی یا جمعی افراد و قدرت های داخلی و یا خارجی، و بر اساس همان احکام قضاوت و داوری میکند و با بر خورداری از قدرت اجرایی، آن احکام را اِعمال مینماید.(ادامه دارد...)
- ۲۴۴
- ۱۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط