بهار آمد

بهار آمد

چه سود بهار زندگی من رفت
عشقم رفت
همه رفتن و من موندم با خاطرات تلخ و شیرینی که همه اون ها شده اند نمک به زخم دلم
دیدگاه ها (۲)

گاهی فقط گاهی نباید بود تا قدر بودنت را بدانند چون بودنت تا ...

درد هایم وقتی زیاد می شود که مادرم به جای مرحم دردم نمک می ش...

خسته ام از انتظارهایی که می دانم هیچ وقت به پایان نمیرسد.کاش...

*گاهی..براے رهاشدن از زخم هاے زندگیباید بخشید و گذشتمیدانم ڪ...

گفته بودم که دلم می خواد بمیرم...،باعث تاسفه؛اما در حقیقت من...

نهمین سالگرد پدر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط