کاش یکی بود که توی کوچهها داد میزد

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد
خاطره خشکیه
خاطره خشکیه
اونوقت همه ی خاطراتتو
همونایی که ارزش گرفتن دمپایی پاره هم ندارن
میریختم تو کیسه
و میدادم بهش
و میرفت رد کارش
دیدگاه ها (۵)

شبتون خوش دلتون شاد لبتون همیشه خندون

همین الان یهویی ツدوستی، ناب ترین معنی زندگی ست، هرکجا هستی ب...

می گویند عشق آنست که به او نرسی و من می دانم چرا زیرا در ر...

بادی بذر تـو را در دلـــم انداخـــت و ُ رفــت من مانـــده ا...

رمان بلولاک پارت ۶با لگد شیدو سر هیکاری محکم خورد به تیرک در...

...‌صبح شد با خوردن هاله ای از نور آفتاب سوزان از خواب پاشد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط