چشمانت، روایتگر صبح است،

چشمانت، روایتگر صبح است،
طلوعی دیگر
شروعی دوباره
از آنجا که در ژرفای نگاهت، نور هست، روشنایی هست، عشق موج می‌زند و زندگی جریان دارد
چشمان تو خورشید است

کلا یعنی من قربون اون چشمهای درشتت بشم..همین منظورم بوده..یعنی فداشدن بشم..پیش مرگت بشم..دردت به تنم..عمرم....نگو خدا نکته..خدا بزنه الهی..خخخ..من فدات..
دیدگاه ها (۲)

دنیام این دوری ها باعث میشه..بیشتر و بیشتر قدر تورو بدونم..و...

سلام به بانوجانسلام به ملکه جان مانسلام به انبوه سپاهیان مژگ...

دیگر شعرهایم شبیه شعر نیستقافیه ها باخته اندقالب تهی شده است...

خوشبخت ترینم چون تو رو دارمتویے ڪہ حتےفڪر ڪردڹ بهتقلبمو گرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط