تلنگر می زند بر من نگاه بی صدای تو
تلنگر می زند بر من نگاه بی صدای تو
به قلبم می زند خنجر هجوم رد پای تو
شدم در قاب تنهائی ، به لبها آه می کارم
نفیر فصل بی برگی ، اسیری مبتلای تو
تو را با من ، مرا با تو ؛ همیشه گفته اند ای جان
تو تاریخ منی و من شدم جغرافیای تو
مرا با عشق تو سنجیده اند اما چه می دانند
توئی از من گریزان و منم اما فدای تو
به قلبم می زند خنجر هجوم رد پای تو
شدم در قاب تنهائی ، به لبها آه می کارم
نفیر فصل بی برگی ، اسیری مبتلای تو
تو را با من ، مرا با تو ؛ همیشه گفته اند ای جان
تو تاریخ منی و من شدم جغرافیای تو
مرا با عشق تو سنجیده اند اما چه می دانند
توئی از من گریزان و منم اما فدای تو
- ۱.۶k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط