وقتی ساعت از دوازده شب میگذره سرت درد می‌کنه و خسته ای ام

وقتی ساعت از دوازده شب میگذره سرت درد می‌کنه و خسته ای اما یه قیافه میاد تو ذهنت(شاید ژست یا ایده) و روی کاغذ پیاده میکنی،

اسلاید سه هم کل دیشب به این فکر میکردم که اون دفتری که انتخاب کرده بودم برای نوشتن داستان ویناس. و نوآ رو تبدیل کنم (چون بهم حس یک اتاقک امن و راز آلود میده عجیبه نه؟ )به یک دفتر پس از طراحی ای خط خطی اینطوری هم با ارزش میشه و داستانمو جای دیگه بنویسم
اصلا نیازی نیست این چرت و پرتارو بخونین😂
دیدگاه ها (۳۲)

گس لایتر/پارت ۱۷۳

{سناریوی شماره ۸} || پارت بیست و پنجم ||نام سناریو: 《 قلبی ا...

ببینید بچم چقدر خوب ژاپنی میخونه 🫠😍حالا من نمیتونم خوب اینگی...

بچها بخدا من توهمی نیستم اومدم بخوابم یکی در گوشم خندید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط