در سرم شهری‌ست

در سرم شهری‌ست
که هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛
پر از خیابان‌های بی‌انتها،
خاطره‌های نیمه‌تمام
و حرف‌هایی که راهی برای بیرون آمدن ندارند...

من مانده‌ام
و ذهنی که هر شب
تمامِ «کاش»های دنیا را
دوباره زندگی می‌کند... 🖤
.
.
.
.
.
ای کاش خریدنی بود
می‌خریدیم آن خنده‌های کودکی را...
چه روزگاری‌ست
که میانِ این همه درد
حتی خندیدن هم
بهایی دارد..‌‌‌‌‌..........🦋✨
✨✨✨✨✨
#شب #سکوت# دلتنگی🖤
دیدگاه ها (۰)

«خیالِ روی تو در هر طریق همسفر است…اما تو، فراتر از خیالی؛ ت...

ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریستبی بادهٔ گلرنگ نمی‌باید زیستا...

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

مادرم نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط