طالع تیره ام از روز ازل روشن بود

طالع تیره ام از روز ازل روشن بود
فال کولی به کفم خط خطا دید چرا؟

گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟

آمدم یک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد این سور شب عید چرا؟
دیدگاه ها (۴)

P⁶The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

پارت اول

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

🖤 پارت ۴ | «مهمان ناخوانده»صبح هنوز کامل روشن نشده بود.لانا ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۴

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط