Part ¹⁰
Part ¹⁰
نوبت من شد
کارتو برداشتم
با چیزی که نوشته شده بود
نتونستم حتی تکون بخورم
فقط به کلمات خیره شده بودم
کارتو از دستم گرفتن اما من هنوز همونطوری مونده بودم بچه ها بلند کارتو خوندن
مینهو و لونا : یکی از گزینه هارو انتخاب کن و با نفر رو به روییت انجام بده
یک : بوس کن
دو: با لباس تنگ و باز پیشش بخواب
سه : یکی از لباس هابی که داری در بیار جلو همه
چهار: رقص skسی برو
(مینهو و لینا اینارو همزمان و با صدای بلند از شوق و ذوقشون میگفتن و با خنده میگفتن)
(دقت کنید صدای بلند شون از شوق و ذوق بوده)
همینطوری به زمین خیره شده بودم
و فقط، گزینه ها تو سرم میچرخید
بدتر از همه این بود که جونگکوک رو به روم بود
لونا: خب میتونی یکی از لباساتو دراری مثلا جوراب
ات:مشکل اینه من حتی جوراب هم ندارم فقط این پیراهنست که اینو اگه درارم باید لخت بگردم(اولش با مظلومیت میگفت و از کلمه ی اینو اکه درارم باید لخت بگردم با خنده گفت)
جوهی: خب بوس چی؟
ات: من اولین بوسمو به این چلغوز نمیدم
فهمیدمممم رقص skسی میرمممم چیز مهمی نیست من همیشه پیش بقیه یا تو مهمونی ها دارم میرقصمممم
و حالا یک آهنگی انتخاب میکنم که معمولی باچه
جوهی:ولی اگه sکسی نباشه که اصلا باحال نمیشه مجازات حساب نمیشههه
ات: خب عاممم یکدونه انتخاب میکنم که یکم skسی باچه مثلا فقط یکدونه از حرکتش skسی باچه
لونا: این عالیه به هر حال نمیتونه واقعا skسی برقصه که پس فقط یکدونه از حرکاتش skسی باچه چون حالش هم خوب نیست
(دقت کنید قرارع یک رقصی بره که نه skسیه نه skسی نیست فقط یکی از حرکاتش skسیع ولی بقیش زیاد بد نیست ولی زیاد خوب هم نیست)
کوک ویو
بخواطر حرفاشون
خون به مغزم نمیرسید
قرمزه شده بودم
دستامو اونقدر مشت کززده بودم که ناخونام داخل پوستم رفته بود
از جام بلند شدم و از بازوی ات محکم گرفتم و بردمش پشت دور از و پشت یک درختی و زدم تو صورتش
پارت بعدی شب میزارم بدون شرط چون بهم کمک کردین و پیوی دوستم رفتین حیح
نوبت من شد
کارتو برداشتم
با چیزی که نوشته شده بود
نتونستم حتی تکون بخورم
فقط به کلمات خیره شده بودم
کارتو از دستم گرفتن اما من هنوز همونطوری مونده بودم بچه ها بلند کارتو خوندن
مینهو و لونا : یکی از گزینه هارو انتخاب کن و با نفر رو به روییت انجام بده
یک : بوس کن
دو: با لباس تنگ و باز پیشش بخواب
سه : یکی از لباس هابی که داری در بیار جلو همه
چهار: رقص skسی برو
(مینهو و لینا اینارو همزمان و با صدای بلند از شوق و ذوقشون میگفتن و با خنده میگفتن)
(دقت کنید صدای بلند شون از شوق و ذوق بوده)
همینطوری به زمین خیره شده بودم
و فقط، گزینه ها تو سرم میچرخید
بدتر از همه این بود که جونگکوک رو به روم بود
لونا: خب میتونی یکی از لباساتو دراری مثلا جوراب
ات:مشکل اینه من حتی جوراب هم ندارم فقط این پیراهنست که اینو اگه درارم باید لخت بگردم(اولش با مظلومیت میگفت و از کلمه ی اینو اکه درارم باید لخت بگردم با خنده گفت)
جوهی: خب بوس چی؟
ات: من اولین بوسمو به این چلغوز نمیدم
فهمیدمممم رقص skسی میرمممم چیز مهمی نیست من همیشه پیش بقیه یا تو مهمونی ها دارم میرقصمممم
و حالا یک آهنگی انتخاب میکنم که معمولی باچه
جوهی:ولی اگه sکسی نباشه که اصلا باحال نمیشه مجازات حساب نمیشههه
ات: خب عاممم یکدونه انتخاب میکنم که یکم skسی باچه مثلا فقط یکدونه از حرکتش skسی باچه
لونا: این عالیه به هر حال نمیتونه واقعا skسی برقصه که پس فقط یکدونه از حرکاتش skسی باچه چون حالش هم خوب نیست
(دقت کنید قرارع یک رقصی بره که نه skسیه نه skسی نیست فقط یکی از حرکاتش skسیع ولی بقیش زیاد بد نیست ولی زیاد خوب هم نیست)
کوک ویو
بخواطر حرفاشون
خون به مغزم نمیرسید
قرمزه شده بودم
دستامو اونقدر مشت کززده بودم که ناخونام داخل پوستم رفته بود
از جام بلند شدم و از بازوی ات محکم گرفتم و بردمش پشت دور از و پشت یک درختی و زدم تو صورتش
پارت بعدی شب میزارم بدون شرط چون بهم کمک کردین و پیوی دوستم رفتین حیح
- ۱.۵k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط