خانه ام ابری ست اما
ابر بارانش گرفته است:
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره..
#نیما_یوشیج
دیدگاه ها (۱)

به همدلی، همه کس دست می‌دهد اولفدای همت مردی که داد آخر دست ...

کجای شهر قدم می‌زنی؟ می‌خواهم کاملا اتفاقی از آنجا رد شوم......

دلتنگــ که باشیجُمعه را با یکــ مَن عسل هم نمی شود خورد ! #ف...

بنویسید در کتاب‌ها، ما در خواب ناز بودیم که "او" رفت ... پ‌ن...

جنوب فقط یک نقطه روی نقشه نیست… ❤️ جایی‌ست که با مهربانی مرد...

بعضے از آدم ها فقط مے رونـــــــــد امــا جاے خالیشان نمے رو...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط