می گویم : فقط

می گویم : فقط

می گوید : من ؟

می گویم : تو

می پرسد تا همیشه ؟

می خندم . خودش معنی این خنده ها را می داند .

نگاهش را دوست دارم و حتی صدای نفس کشیدن هایش را از دورترین فاصله ممکن می شنوم .

عطر آهسته هوا به من می فهماند تازگی ها از کجا رد شده است .

می گویم : فقط

می گوید : من ؟

می گویم : تو

می پرسد تا همیشه ؟

تمام وجودم همیشه می شود .

می خندم .

این شوخی حرف جدی همیشه مان است .

مهم نیست تا چه اندازه صبرم برای هر قهر زیاد باشد یا کم ، مهم نیست نگاهش زاده علاقه باشد یا چیز دیگری ، برای من همیشه اش تشخص دارد .

عاشقانه ای شیرین که دلم را نمی زند .

فقط ای کاش زندگی می فهمید ...
دیدگاه ها (۱)

یک دنیا پنجره داشتم اما نگران بودم که مبادا هزار پنجره هم بر...

از گذشته تنها یک ترس بزرگ را به ارث برده ایم ؛ ترسی که همیشه...

به قدری خسته ام که بودنم را انکار می کنم بعد احساس می کنم دل...

امشب باید برایت بگویم از پرستویی که یک غروب سرد هوای خانه دل...

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش دوم_ریون از بغلم بیرون می‌جهد و می‌پرد روی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش سوم_ری *می‌روم توی خوابگاه.همه جا ساکت است...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش می‌زنم"اگه یکم دیگه مع...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط