تو چه کردی که به چشمان تو عادت کردم

تو چه کردی که به چشمان تو عادت کردم
روز و شب در طلبت سخت عبادت کردم

شدم از دیدهء تو مست و نوشتم شعری
به فدایت گلِ من، باز جسارت کردم

کشف کردم لب مستانهء الکل گونت
از همان روز به پیمانه خیانت کردم

دوستت دارم و این عشق ندارد شعبه
بر سر عشقِ تو با خلق رقابت کردم

آنقدر خوب و عزیزی که برایت هر شب
از خدایم طلب اوج سعادت کردم

گر چه رفتی و ندیدی همه احساسم را
هر چه شعرست برای تو کتابت کردم

آخر از سردی رفتار تو رنجید دلم
سخت دلگیر شدم، باز نجابت کردم

گفته بودی چه کسی روز قیامت را دید؟
من برای تو به پا روز قیامت کردم

تو که از فاصله ها هیچ نمی ترسیدی
من ولی فاصله را باز رعایت کردم

چشم من بود به ساعت که ببینم رویت
بعد کوچت بخدا پشت به ساعت کردم
دیدگاه ها (۱)

🍀🌺🍀🌹🍃 #صبح #غزل و هـوای #مستـانه بس است🌹🍃 #عطرگل سرخ و #رقص ...

💢‏۳۰ خائن به نخست‌وزیر جدید اسرائیل نامه نوشتند، تا نفتالی‌ب...

✨بزن کف مرتضی داماد گشته✨بزن کف قلب زهرا شاد گشته👏👏👏✨بزن کف ...

خدایا🙏به مبارکی این شب عید 🎊همه زوج های جوان را خوشبخت بفرما...

P15💫ساعت پنج صبح//یونگی«با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم و ب...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۹۲"ویو جونگکوک"._اشکال ندار...

پارت 26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط