پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۳۰
ویو جونگهی

رفتیم تو اتاق..
جونگهی: کای سو برگشته..
ا.ت: چیییی؟
جونگهی: برگشته و میخواد انتقام بگیره..

افتاد رو صندلی جلوی میزم.
ا.ت: امکان نداره..
جونگهی: حواست به جونگ کوک باشه..تنها جایی نمیره..با افراد ناشناس گرم نمیگیره..اگه اتفاقی افتاد..فضولی نمیکنه..به کسی که نمیشناسه اعتماد نمیکنه..حواست باشه..فهمیدی(جدی)

ا.ت: باشه..ولی..جونگهی..کای سو میتونه هر کاری بکنه..
جونگهی: نگران نباش من حواسم به همتون هست..این تذکر هم دادم که محتاط باشی..

با یادآوری گذشته دردناک.. اشکی از گوشه چشماش سر خورد..
جونگهی: اعع گریه..بیا بغلم..
اومد رو پام نشست و دستش رو دور گردنم حلقه کرد..

ا.ت: میشه کمی از خونت بخورم.
وای نه!

(ببینید ا.ت هر وقت بیش از حد احساس ضعف میکنه. منظورم ناراحت و غمگینه..نیاز به خون جونگهی داره)

آخرین بار وقتی هیونجین رو از دست دادیم ازم خون خواست..
جونگهی: باشه..
بدون حرفی دندوناش رو وارد گردنم کرد
و شروع کرد به مک زدن..

بعد چند مک دندون هاش رو درآورد.
ا.ت: اومم..بهتره برم پیش جونگ کوک..بیهوشه..
جونگهی: چرا؟
ا.ت: (خنده ضایع)
جونگهی: باز زیاده روی کردی
ا.ت: یکم
جونگهی: ا.ت اون دیگه شوهرته..
ا.ت: باشه..برم یه غذا درست کنم..

جونگهی: نمیخواد.. این مکمل رو بهش بده.
ا.ت: باشه..

ا.ت رفت بیرون منم تصمیم گرفتم یکم استراحت کنم..

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پسرِ آدمیزادپارت.۳۱ویو ا.ترفتم تو اتاق مشترکمون..کوک هنوز خو...

پسرِ آدمیزادپارت.۳۲(فک کنم)ویو ا.ترفتیم پایین.جیمین اومد سمت...

پسرِ آدمیزادپارت.۲۹ویو جونگ کوک(از جایی که خواستن برن بالا)ا...

پسرِ آدمیزادپارت.۲۸ویو جونگهیجونگهی: فک کنم اون برگشته..ته: ...

طراح عشق

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

ONLY MINE PART 26اسلاید ۱ و ۲ باند سو چانگ هواسلاید سوم. وس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط