پارت

پارت۱۰

{فرشته ی تاریکم}

از بیمارستان مرخص شدم لیسا منو برد خونه
بعد کوک و لیسا
میخواستن برای تولدم منو سورپرایز کنن
لیسا:عزیرم همینجا بمون منو کوک کاری داریم
زود میام باشه.
من:اوکی عزیزم بای
لیسا:بای
من خونه تنها بودم واسه خودم غذا درست کردمو
خوردم.
یهو صدای در اومد من به خیاله این که کوک و لیسا بوده باشند در رو باز کردم کوک و لیسا
نبودن جین پسرخاله ی عوضیم بود😤
من:چته حتی تونستی منو پاریس هم پیدا کنی
تو رم کم داشتم چته میخوای منو
با خودت ببری کره
جین:درسته میای یا بیارمت ها
من:هیچ کدوم .
یهو تهیونگ پشت سرم بود
تهیونگ:سلام دخترخاله
من:تو تو من دختر خالتم معلومه ههه
تهیونگ‌:پس نمیدونی ک من از خانوادمون
فرار کردم به خاطر مامانو بابای کثافتتت
همش تغصیر اونا بود ک من دیگ تو خانواده نبودم.
من خونتون رو تو کره اتیش زدم .
من:تو ........فهش 🔞🔞
من یهو بیهوش شدم نمیدونم چرا.
چشمو باز کردم خونه ی خالم بودم منو پشت میله گذاشتن و حتی گوشیمو از من گرفتن.
و..
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تا پارت بعد۱۳ تا لایک پارت بعد داره جنگی میشع😉
دیدگاه ها (۱۲)

#چالشبیان یه جور رفتار کنیم ک تو خونه ی بی تی اس هستیم😉

اهنگ BTSموقعی ک بی تی اس نصفشون رفت سربازی

کوک و تهیونگ تو یه خونه با هم زندگی میکنن با مدرک😉

چ خوشکلی صداشون مچ شده❤❤😍😍😍

ویو جونگ کوک: وقتی رفت گرفتم خوابیدم ویو میا: از خواب بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط