بازهم یک شب مهتابی اما نه یک شب رویایی

بازهم یک شب مهتابی ، اما نه یک شب رویایی ...
باز هم آسمان بارانی ، اما باران دلتنگی نه عاشقی ...
باز هم امروز باز هم فردا ، اما اینبار بی هدف تر از گذشته ...
انتظار تنها ذکر دقایق بی تو ...
و حالا آرزو ذکر دائمی قلب من التماس ذکر مقدس چشمانم و چشمانم که از خیسی به
رودخانه می مانند ...
و تنها حسرتی مانده از دقایق ، ثانیه ها و ساعت های با تو بودن ...
دوری را دیده بودم اما فاصله را حس نکرده بودم ...
فریاد را شنیده بودم اما غم را ندیده بودم ...
دیدگاه ها (۲)

تنهایم مثل آن مسجد بین راهی … که هرکسی هم که می آید مسافر اس...

این روزها تناقض تلخی شده ام ... دلم شور میزند ولی دستم نمک ...

اسم های مجازی تصویر های مجازی مشخصات مجازی و در بین این هم...

دارم از تــو حــرف می زنــم امــــا روحــت هم از نوشــــته ه...

بابایی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط