تقاص عشقفصل part

تقاص عشق/فصل ۲ /part ۱۳۳

بعد از رژ لب قرمزی که زد گردنبندی سیاهی که به طرح گل بود به گردنش بست کاملا با لباس هایش ست بود
از صندلی جلوی آینه بلند شد نگاهی به خودش کرد لباس کوتاه آرایش غلیظ مطمئن بود که حرصشو در میاره
اسلاید ۲ لباس ات
همانطوری که جلوی آینه ایستاده بود دستشو گذاشت رویه شکم اش
ات : نی نی من توهم میخوای حرص بابایی رو در بیاری مگه نه
از جلوی آینه رفت کیف اش رو برداشت و از اتاق بیرون رفت از پله ها که پایین میشد نگاهی به سالن کرد جیمین نبود اما بقیه بودن از پله ها که پایین رفت همه که رویه مبل نشسته بودن شوکه به ات نگاه میکردن خانم پارک با عصبانیت‌ بلند شد و آمد جلوش قرار گرفت
م/ج : خجالت نمی‌کشی این چه لباسیه که پوشیدی
جانگ هی : باورم نمیشه اصلا لباس نمی‌ پوشیدی
ات : به این یه قالینی که دوره خودت پیچیدی مینازی
م/ج: دختره بی شعور
دینا سریع آمد سمته ات و پای ات رو گرفت
دینا : سله مامانی من داد نزن
ات: چیزی نیست فرشته من
بیتگرام وارده سالن شد با دیدن مادرش که عصبی جلوی ات ایستاده سریع آمد سمتشون
بیتگرام : مامی بریم دیر شده
م/ت: با این لباسی که این دختره
تا میخواست چیزی بگه بیتگرام سریع گفت
بیتگرام: مامییی این چه حرفیه
ات : بیتگرام این که چیزی نیست ایشون هر روز صدتا بدتر از این بارمون میکنن
م/ت: دختره بی آبرو الان میخوای پسرمو پر کنی تا از من بدش بیاد
ات عصبی لب زد
ات : من همچین کاری نکنم اما اگه
جیمین : کافیه
ات نگاهی به دره سالن کرد جیمین سمته آنها آمد
م/ت: پسرم نمی‌بینی چه لباسی بپوشیده وقتی بهش میگم چرا همچین لباسی پوشیدی بهم بی احترامی می‌کنه
ات پوزخندی زد و گفت
ات : بی احترامی اونو شما بلدین
جیمین که نگاهی به لباس ات کرد عصبی گفت
جیمین : ات برو لباس هاتو عوض کن و به چیزه دیگه ای بپوش
ات : عوضش نمیکنم دوست دارم همینو می پوشم
جیمین از عصبانیت زیاد دستی تو موهاش فرو برد
بیتگرام: جیمین آروم باش
جیمین : سریع برو و بیشتر از این عصبانیم نکن
م/ج: زود بهش بگو عوضش کنه
ات با پوزخندی گفت
ات : خانم پارک اگه خیلی از لباسم خوشتون اومده میتونید بپوشی
حرف اش با سیلی که جیمین بهش زد قطع شد صورت اش به طرفه دیگه ای چرخید ات دست اش رو گذاشت رویه گونش از بغض چشم هایش پر از اشک شدن
جیمین : حتا یه کلمه دیگه ای هم نگو ..
دیدگاه ها (۶۹)

تقاص عشق/فصل ۲/part ۱۳۴دینا که کناره ات ایستاده بود گریش گرف...

تقاص عشق/ فصل ۲/part ۱۳۵تو راه برگشت از مهمانی بودن ات دینا ...

تقاص عشق/ فصل ۲ /part ۱۳۲ عصر بود ات تویه حیاط عمارت میانه د...

تقاص عشق /فصل ۲/ part ۱۳۱دینا تو بغل ات خوابش برد بود ات خیل...

پارت۶ [ دیوانه وار عاشق]ات: وای فردا باید برم مدرسه ولی با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط