⁩فردا به همه ی روزنامه ها سر می زنم.

⁩فردا به همه ی روزنامه ها سر می زنم.
یکی باید پیدا شود،
آگهی مرا به چاپ برساند،
آن هم تیتر اول روزنامه
نه در قسمت آگهی ها.

ساده ی ساده نوشته ام:
گم شده ای دارم،
نه عکس سه در چهار موجود هست،
نه رنگ چشمانش را می دانم.
من هیچ از او نمی دانم، جز اینکه
من در چشمانش پیدایم!
در خنده هایش،
در کلافگی ها و خستگی هایش.

او مرا کم دارد،
دیوانگی هایم را.
من می دانم که هر ساعت چشمانش به تلفن،
به امید یک تماس آشنا
می چرخد.

به او بگویید: من اینجایم!
بگویید: مبادا هواشناسی را باور کند!
اینجا هنوز هوا یخ زده،
و تا نیاید، خبری از بهار نیست!

همه ی ما روزی انتظار را،
در لحظه لحظه روزهاییمان چشیده ایم
و می چشیم. حتی
این ها هم که می گویند:
فکرش را نکن به سراغت می آید،
یا تا به حال تنها نبوده اند،

یا انتظار نکشیده اند.
که بدانند روزی اگر شروع به
پک زدن انتظار کردی،
معتاد می شوی!

و این اعتیاد، درمانش تنها و تنها
دستان یک بودن است!...
دیدگاه ها (۲)

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

CAPTURED IN PARIS

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneهمه چیز از ان شب خفناک شر...

خاک تو سرم پارت 100 براتون نیومده😂🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍پارت 100:تو برای...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

رمان انتقام ازدواج کامل

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط