و شاید عشق

و شاید عشق
بادبادکی در دستان یک کودک باشد
که نه شجاعت رها کردنش را دارد
و نه حماقت تا ابد نگه داشتنش را!
اما قصه از جایی آغاز میشود
که هیچ انسانی
تا ابد کودک نمی ماند. . .
دیدگاه ها (۳)

اشک های نیمار برای فرار از انتقادهاالهی ( منم باهاش گریه کرد...

کتابدیوار بلندیستکه دورِ شعرهایم کشیده اماگر این سطرها را هم...

همین "تو"که حتی فکرَش را هم نمیکنیمیتوانی دلیلِ حالِ خوبِ جم...

دنیا بد نیست استاد علی صفایی حائری(ره): می گویند دنیا بد اس...

🍃آخر شب ، موقعیتی مناسب برای حمله افکاری که میتواند احساسی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط