چراما
#چرا_ما
19
کلارا:اریکا بیا این جعبه رو بگیر رو بده به جونگ کوک و بهش بگو یه کادو برات دارم بازش کن...
وقتی باز کرد سوپرایز میشه...
اریکا:وای ممنونم...برات جبران میکنم...
کلارا:خواهش کاری نمیکنم خواهری فقط وظیفم و انجام میدم...
وای خدا نکنه...(😂)
اریکا:دیوونه(😂)
(طبقه پایین)
اریکا:کوکی بفرما...
کوک:این چیه؟
اریکا:هدیه برات گرفتم بازش کن...
کوک:اااا عشقم چرا زحمت کشیدی...
اریکا:زحمت و تو کشیدی فدات شم...
کوک:(نگرفت اریکا چی گفت)
راوی:جونگ کوک جعبه رو میگیره و باز میکنه که با دیدن لباس بچه و کفش بچه و یه سونوگرافی که عکش بچه هست شوکه میشه...
کوک:اریکا اینا چیه؟(شوکه)
اریکا:من حامله ام(🙂)
داری بابا میشی(🥹)
کوک:اخ جون دارم بابا میشم..(ذوق)
تهیونگ:(شوکه)دارم عمو میشم؟
جیمین:پشمام(شوکه)
-(3 ماه بعد)
اریکا:خوب الان 4 ماهمه و تو شکمم دو قلو دارم و جنسیت بچه ها داخل یه کاغذ توسط دکتر نوشته شده و ما هنوز باز نکردیمش...و میخوایم امشب خانواده کوک و بچه ها هم بیان و همه دور هم کاغذ رو باز کنیم...
خیلی خوشحالم...فقط میتونم همین و بگم...
-(شب)(بعد شام)
اریکا:خوب جنسیت بچه الان مشخص میشه...(لبخند)
کوک:بفرما این کاغذ(خوشحال)
اریکا:ممونم مستر جئون...(لبخند)
خوب خوب...(کاغذ و باز میکنه)
(جیغغغغغغغ) یکی دخترهههههه و اون یکی دخترهههههههه(جیغغغغغغغ)
اریکا:یسسسسسسس(خوشحال)(ذوق)
تهیونگ:اهاااااااا برادر زاده خودمهههه(ذوق)(خوشحال)
جیمین:دخترهههههه(خوشحال)(ذوق)
کوک:حیح آره...پیر شدیم...(🚬)
ب.ک:پسر تو پیر شدی من چی شدم؟(🚬)
کوک:اممممم(🗿)
ب.ک:کصکش(🗿)
-
کلارا:وای جوجه خالههههه
تهیونگ:نمیخوای بگی؟(آروم تو گوش کلارا)
کلارا:اممم باشه الان...(آروم تو گوش تهیونگ)
تهیونگ:هوم باشه فدات شم...(آروم)
کلارا:خوب نوبت میرسه به سوپرایز من...
منم حامله ام(🙂🥹)
اریکا:وای یکی من و بگیره الان غش میکنم(بی حال)
یعنی چییییی(یهو حالش جا میاد)
هایلی:فقدر منم حامله نشدم اونم از خدامه...
جیمین:ارع بنظرم همین جوری خوبه...حذقل بزاریم برای 1 سال بعد یا 2 بعد....
ب.ت:ولی از اونجایی که کلارا و تهیونگ ازدواج نکردن فکر کنم بعد به دنیا اومدن بچه ازدواج کنن...
تهیونگ:امم فکر خوبیه...
کلارا:هوم ارع بابا...
ادامه دارد🗿:-)
لایک بالا باشه ها💅
19
کلارا:اریکا بیا این جعبه رو بگیر رو بده به جونگ کوک و بهش بگو یه کادو برات دارم بازش کن...
وقتی باز کرد سوپرایز میشه...
اریکا:وای ممنونم...برات جبران میکنم...
کلارا:خواهش کاری نمیکنم خواهری فقط وظیفم و انجام میدم...
وای خدا نکنه...(😂)
اریکا:دیوونه(😂)
(طبقه پایین)
اریکا:کوکی بفرما...
کوک:این چیه؟
اریکا:هدیه برات گرفتم بازش کن...
کوک:اااا عشقم چرا زحمت کشیدی...
اریکا:زحمت و تو کشیدی فدات شم...
کوک:(نگرفت اریکا چی گفت)
راوی:جونگ کوک جعبه رو میگیره و باز میکنه که با دیدن لباس بچه و کفش بچه و یه سونوگرافی که عکش بچه هست شوکه میشه...
کوک:اریکا اینا چیه؟(شوکه)
اریکا:من حامله ام(🙂)
داری بابا میشی(🥹)
کوک:اخ جون دارم بابا میشم..(ذوق)
تهیونگ:(شوکه)دارم عمو میشم؟
جیمین:پشمام(شوکه)
-(3 ماه بعد)
اریکا:خوب الان 4 ماهمه و تو شکمم دو قلو دارم و جنسیت بچه ها داخل یه کاغذ توسط دکتر نوشته شده و ما هنوز باز نکردیمش...و میخوایم امشب خانواده کوک و بچه ها هم بیان و همه دور هم کاغذ رو باز کنیم...
خیلی خوشحالم...فقط میتونم همین و بگم...
-(شب)(بعد شام)
اریکا:خوب جنسیت بچه الان مشخص میشه...(لبخند)
کوک:بفرما این کاغذ(خوشحال)
اریکا:ممونم مستر جئون...(لبخند)
خوب خوب...(کاغذ و باز میکنه)
(جیغغغغغغغ) یکی دخترهههههه و اون یکی دخترهههههههه(جیغغغغغغغ)
اریکا:یسسسسسسس(خوشحال)(ذوق)
تهیونگ:اهاااااااا برادر زاده خودمهههه(ذوق)(خوشحال)
جیمین:دخترهههههه(خوشحال)(ذوق)
کوک:حیح آره...پیر شدیم...(🚬)
ب.ک:پسر تو پیر شدی من چی شدم؟(🚬)
کوک:اممممم(🗿)
ب.ک:کصکش(🗿)
-
کلارا:وای جوجه خالههههه
تهیونگ:نمیخوای بگی؟(آروم تو گوش کلارا)
کلارا:اممم باشه الان...(آروم تو گوش تهیونگ)
تهیونگ:هوم باشه فدات شم...(آروم)
کلارا:خوب نوبت میرسه به سوپرایز من...
منم حامله ام(🙂🥹)
اریکا:وای یکی من و بگیره الان غش میکنم(بی حال)
یعنی چییییی(یهو حالش جا میاد)
هایلی:فقدر منم حامله نشدم اونم از خدامه...
جیمین:ارع بنظرم همین جوری خوبه...حذقل بزاریم برای 1 سال بعد یا 2 بعد....
ب.ت:ولی از اونجایی که کلارا و تهیونگ ازدواج نکردن فکر کنم بعد به دنیا اومدن بچه ازدواج کنن...
تهیونگ:امم فکر خوبیه...
کلارا:هوم ارع بابا...
ادامه دارد🗿:-)
لایک بالا باشه ها💅
- ۵.۳k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط