پارت دوازدهم🔞

پارت دوازدهم🔞
قلبی که به تو تعلق داره باکودکو
دکو:{باکوگو شروع کرد به کرد/نم تو پوزیشن های مختلف و چند بار و اولین بار منو گرفت}
دکو: حاح حنق ناح اه ها
باکوگو:{احساس میکنم اروم تر شدم ولی صبر کن من دارم کیو میکنم؟! چرا بدنش انقدر نرمه..!؟ داخ/لش نرم ترو گرم تره!..
ها؟!!!... صبر کن این کسی که د/یکمو کردم توش ایزوکوعه! 😱} د د د دکو تو من چیکار کردم اخ{سرم تیر کشید}
دکو: کاچانننن؟!؟! وای نه چرا بیهوش شد زنگ ورزش تموم شده باید برم خونه ولی چطوری تو رو ببرم.
(دم در خونه باکوگو)
دین دونگ میتسوکی: کیهه~~
دکو: خاله منم ایزوکو.
میتسوکی: اوه ایزوکو کون😊وای خاک به سرم تا اینجا این پسره ی احمفو کول کردی چش شده
دکو: میشه بیارمش تو بعد حرف بزنیم خاله(نفس نفس زدن)
<موقعیت توی حال>
میتسوکی: خب این پسر چه گوهی خورده
دکو: خب توی زنگ ورزش😅...
[پارت 13 رو میگزارم اینشالله]
دیدگاه ها (۴)

پارت سیزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکودکو: خب توی...

عکسو عوض کردم. خوبه؟ ☺️پارت چهاردهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره...

این پارتو اشتبا گذاشتم درستش کردم این پارت 11 بودش👍 پارت یا...

با احتیاط بازش کنید🔪🔞

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط