من باهارم تو زمین

من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار ــ
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم می‌کنه
میونِ جنگلا تاقم می‌کنه.

تو بزرگی مثِ شب.
اگه مهتاب باشه یا نه
تو بزرگی
مثِ شب.

خودِ مهتابی تو اصلاً، خودِ مهتابی تو.
تازه، وقتی بره مهتاب و
هنوز
شبِ تنها
باید
راهِ دوری‌رو بره تا دَمِ دروازه‌ی روز ــ

مثِ شب گود و بزرگی
مثِ شب.

تازه، روزم که بیاد
تو تمیزی
مثِ شبنم
مثِ صبح.
دیدگاه ها (۱)

بیاپیدا کن مرادر لحظه غایبی که به جستجوی کسیبه یاد کسی نبوده...

شب، دروغی به من بگودروغی که با هزارتوها، مفصل‌ها و روشنایی ه...

توکجایی سهراب؟ آب راگل کردندچشم هارابستندو چه بادل کردند! صب...

برکه اي در همين نزديکي ستبا نيلوفري در آندر انتظار ديدار ساح...

چند پارتی تهیونگ

سفیر کبیر Grand Ambassador

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²²(نایون+...

KIM V

پارت هجدهم [فصل اول] | یک عصر متفاوت 🌸🏡زنگ پایان کلاس به صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط