روزی گروهی نوازنده،، تصمیم گرفتند که به قصر شاه رفته و بر

روزی گروهی نوازنده،، تصمیم گرفتند که به قصر شاه رفته و برایش بنوازند ،،، بعد از اجرای برنامه شاه هم خوشحال از فتح و ثروتی که از جنگ روز قبل بدست آورده بود ، از برنامه آنها خرسند شد و فرمود :سازهایشان را پر از سکه کنند ،
همه نوازنده ها ثروتمند شدند بجز فلوت زن ، که در سازش سکه ای جا نمیشد ،
چند ماه بعد گروه نوازنده تصمیم گرفتند که دوباره به قصر شاه بروند، و از شکست شاه در جنگ اطلاع نداشتند،،
بعد از اجرای آهنگ ،، شاه که خشمگین بود به سربازانش دستور داد، سازهای آن نوازندگان را در پشت آنها فرو کنند ،،
از قضا هیچ سازی در پشت صاحبش فرو نرفت بجز ساز فلوت زن بدبخت و بیچاره!!

حکایت ما مردم فقیر ایران در مقابل تحریم های آمریکا ،، حکایت آن فلوت زن بیچاره است که در هر صورت بازنده ایم!!!!
دیدگاه ها (۳)

خوم غریو خوتم غریو ایل همه کافر درد و دل سی کی بوم کی بکه با...

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺭﻓﯿـــــــــــــﻖﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﻧﯿﺎﻣﺪﻧﺪﺑﺮﺍﯼ...

دنیا فقط برای تو نیستهیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیست،و هیچ...

ریشامو زدم حس میکنم شدم بیس کیلو حخخخخ^

عشقی که با. یک کنسرت ساده شروع شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط