بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت هشتاد هشت🍷🗡
ولی حیف نمیشد
نیمخواستم با کارای بیخودم سر سری از دستش بدم
وقتی یادم میاد کجا پیداش کردم میخوام خودمو نابود کنم
اون جزو دخترایی بود که برای فروش گذاشته بودنش
اگه میفهمید من پشت همه ی اون چیزام
اگه میفهمید من باعث بشم مثل یه کالا بشه ازم متنفر میشد و من اینو نمیخواستم
من میخواستم برای همیشه داشته باشم
مطمعن بودم سیر نمیشم ازش
آنقدر نگاهش کردم که خودمم همراهش به خواب رفتم
با هق هق ریزی از خواب بیدار شدم
ساعت سه نصفه شب و نشون میداد
سرمو برگردوندم
چراغ مطالعه که نزدیک تر بود و زدم و یکم تور افتاد
با دیدن اینکه صدای گریه پری هستش سریع صاف نشستم
نگاهش کردم
تو خواب بود
انگار داشت کابوس میدید
دست گذاشتم روی صورتش تا صداش کنم
ولی از شدت داغیش ابروهام بالا پرید
پارت هشتاد هشت🍷🗡
ولی حیف نمیشد
نیمخواستم با کارای بیخودم سر سری از دستش بدم
وقتی یادم میاد کجا پیداش کردم میخوام خودمو نابود کنم
اون جزو دخترایی بود که برای فروش گذاشته بودنش
اگه میفهمید من پشت همه ی اون چیزام
اگه میفهمید من باعث بشم مثل یه کالا بشه ازم متنفر میشد و من اینو نمیخواستم
من میخواستم برای همیشه داشته باشم
مطمعن بودم سیر نمیشم ازش
آنقدر نگاهش کردم که خودمم همراهش به خواب رفتم
با هق هق ریزی از خواب بیدار شدم
ساعت سه نصفه شب و نشون میداد
سرمو برگردوندم
چراغ مطالعه که نزدیک تر بود و زدم و یکم تور افتاد
با دیدن اینکه صدای گریه پری هستش سریع صاف نشستم
نگاهش کردم
تو خواب بود
انگار داشت کابوس میدید
دست گذاشتم روی صورتش تا صداش کنم
ولی از شدت داغیش ابروهام بالا پرید
- ۱.۳k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط