امشب ستاره های مرا آب برده است

امشب ستاره های مرا آب برده است
خورشید واره های مرا ،‌خواب خورده است
نام شهاب های شهید شبانه را
آفاق مه گرفته هم از یاد برده است
از آسمان بپرس که جز چاه و گردباد
از چالش زمین چه به خاطر سپرده است
دیگر به داد گمشدگان کس نمی رسد
آن سبز جاودانه هم انگار مرده است
ماه جبین شکسته ی در خون نشسته را
از چارچوب منظره دستی سترده است
عشق - آتشی که در دلمان شعله می کشید
از سورت هزار زمستان فسرده است
ای آسمان که سایه ی ابر سیاه تو
چون پنجه ای بزرگ گلویم فشرده است
باری به روی دوش زمین تو نیستم
من اطلسم که بار جهانم به گرده است

!!!
دیدگاه ها (۴)

من عاشق سکوتم و کم حرف می زنم هر وقت دل شکسته ترم حرف می زن...

دنیا جهانبخت ☺

قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم از غم انگیزی این عشق شکایت ...

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود باید بگویم اسم دلم، دل نمی‌ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط