مث اینک مادره سرش شلوغ بوده بچه دو سه سالش گف خو چ کرمی ب

مث اینک مادره سرش شلوغ بوده بچه دو سه سالش گف خو چ کرمی بریزم برم گوشی مامی و بگیرم ب خواسته اش جامه عمل پوشید و گوشی و گرف گف خو حالا چ کرمی بریزم بعد از تعامل و تفکر زیاد ب این نتیجه رسید ک کرمش و تو ویسگون خالی کنه، اومد تو ویس چرخید و چرخید و چرخید ب من ک رسید گف اخ جون عمویی کلاه داره😂
دیگ اومد تو پی وی ما بدبخ سواد ک نداش هرچی تو پیشنهادات کیبورد بود و وارد کرد و با من درمیون گذاشت ب توجه ب این پی ام هایی ک رفیق دو سه ساله ام برام فرستاد فک کنم مادرش مشاور یا معلم باشه🤷🏻‍♂️😂
دیدگاه ها (۵۹)

پشم های استاد ابوالقاسم فردوسی ریزش کرد ازین تناقض😑😂

خَندِه مِثِ تُ نَدیدَم چِقَ سَختی کِشیدَم یِ تَنِه تو آتیشِ ...

اگه میخوای بدونی رفیقت میخوادت یا ن یه رازتو بهش بگو اگه اون...

این خیلی پشم ریزونِ ولی خو یه کلکی توش بکار رفته باهوشتون کی...

پارت ³⁹+ این کارو نکن _ میخوای باهام بمونی + معلومه که میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط