جنبه نداری نخون

جنبه نداری نخون
ویو ا.ت
جونگکوک تو چند ثانیه پرتم کرد رو تخت بدون حرف امد روم و دستام رو بالا سرم پین کرد و سرشو تو گردنم فرو کرد شروع کرد به بوسیدن محکم گردنم حس لبای سردش رو گردنم بدنم می لرزید تو گردنم نفس میکشید و دستاش کل بدنم رو لمس می کرد
بدنم گرم شده بود بعد لباش رو رو لبام گذاشت و محکم مک می زد و بوسه فرانسوی شروع کرد
کل دهنم رو مزه کرد و زبونم رو می مکیدو با زبونش با زبونم بازی می کرد ناله هام بلند شده بود یک لحظه ازم جدا شد و لباس هاش رو در اورد فقط یه باکسر تنش بود چشمم رو عضلات قوی و بزرگش بود اون نسبت به من که لاغر و ظریف تر بودم زیادی عضله ای و بزرگ بود بزاقم رو قورت دادم که از چشمش دور نموند با یه نیشخند برگشت روم رو شونه ام رو بوسید و اون تار لباس که رو شونم بود و اورد پایین رو تر قوه هام رو می بوسید
جونگ کوک : آههههههه خیلی خوبی بیبی
ا.ت : اینکارو نکن نه نککنن
جونگ کوک : دیگه دیره عشقم
بینیش رو می کشید رو سی..نم لباس رو کامل بیرون اورد دیگه جلوش لخت بودم کل بدنم رو انالیز کرد تا رسید چشمام..
.بدنم می لرزید دست خودم نبود روم خم شد و همینطور که به چشم هام نگاه می کرد با دستهاش سینمو می مالید
جونگکوک:چرا می لرزی
ا.ت: اههه فقط سردمه
جونگکوک:الان گرمت میکنم
ا.ت : نه نکن
جونگ کوک : هیسسس
بعد چند دقیقه لبهام رو مک زد و رفت سمت سینه هام بینیش رو بین خط سینم می کشید انگار از بوم خوشش اومده بود شروع کرد به بوسیدن و مالیدن سینه هام و رفت پاین تر رو شکم تخت م رو می بوسید و می مکید مطمئنم کل بدنم الان کبوده تا رسید بین پاهام رونام رو می بوسید و سرش بیش ازحد نزدیک پو*صیم بود نالیدم
ا.ت :جونگ ک...کوک
جونگکوک:هوممم (اومد بالا و مک محکمی به لبم زد و بعد سرش رو برد بین گردنم مک می زد و بو میکرد)
ا.ت:خوا...خواهش میک... نم اههههه
نتونستم خودمو کنترول کنم ونالیدم
جونگکوک:بهم بگو کوچولو خوش بوی من بهم بگو چی میخوایی
ا.ت :ت..تو رو
جونگکوک:اسمم رو بگو چی میحوای
ا.ت:جونگکوک ت.... تو ر....رو میخوام
جونگ کوک : نه دوباره داد بزن بگو لعنتییی(عصبی و بلند)
ا.ت : جونگ کوک ولم کنننن
جونگ کوک : جونگ کوک ؟؟؟ آه تنبیه میشی عسلم
ا.ت : چراااا
جونگ کوک : ددی صدام کن
ا.ت : عمرا
جونگ کوک : هوف بد گرل برای خودت میگم

ادامه ویو ا.ت
جونگکوک صورتش مماس صورتم بود و لبم رو محکم مکید و بعد چونه ام رو بوسید که چیز سفتی پایینم حس کردم انقد غرق لذت تی که بهم می داد بودم که نفهمیدم کی باکسر ش رو بیرون اورده بود لبم رو گزیدم و قتی دیک بزرگش رو دیدم و برای یه لحظه پشیمون شدم و اروم خودم رو عقب کشیدم که تعجب از چهره سرد و شیطونش معلوم شد
ا.ت: ای....این زیادی بزرگه تو من جا نمی نمیشه نکن تروخدا نه جر میخورممم🥺😭😰😰
یک دفعه خنده بلندی کرد اولین باره ببینم میخنده زیادی زیبا بود اما خیلی زود جدی شد
جونگکوک:جاش میکنم 😏
و منو دو باره کشید زیرش و وقتی یکم فشارش داد داخل اه لعنتی زیادی بزرگ بود داشتم نصف می شدم وقتی برای یه لحظه به کل داخلم حسش کردم جیغ زدم و دستام رو به شونه هاش رسوندم و محکم ناخن هام رو داخلش فرو کردم اون هم عرق کرده بود انگار از تنگی من داشت عزیت می شد از درد یکم کمرم رو بلند کردم که سرش رو به عقب خم کرد و غرید
جونگکوک :عمم لعنتی تکون نخور دی.کم نصف می شه🥵😠
یه قطره اشک از چشم چکید که از چشم جونگکوک دور نموند خم شد چشمم رو بوسید
ا.ت:ک...کوکی درد داره
انگار اسم کوکی براش یکم تازه گی داشت به خاطره همین لبخند نرمی زد
جونگکوک:الان تموم میشه کوچولوم زیادی تن*گی چون بچه ای اما درستش میکنم😏...کاری میکنم ِلذت رو حس کنی
دیدگاه ها (۰)

جنبه نداری نخون عوضی و بعد کم کم شروع کرد به حرکت دادن کمرش ...

نکته : بچه ها اینو اول اول توی یه گروه بله گذاشته بودن و منم...

او مای گاددددد

عررررررررر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط