✨﷽✨

✨﷽✨

🌼حکایت بهلول و طبیب دربار هارون

✍️آورده‌اند که هارون‌الرشید طبیب مخصوصی جهت دربار خود از یونان خواست. چون آن طبیب وارد بغداد شد هارون‌الرشید با جلال خاصی آن طبیب را وارد دربار نمود و بسیار با او احترام نمود.

تا چند روز ارکان دولت و اکابر شهر بغداد به دیدن آن طبیب می‌رفتند تا اینکه روز سوم بهلول هم به اتفاق چند تن به دیدن آن طبیب رفت و در ضمن تعارفات و صحبت‌های معمولی ناگهان بهلول از آن طبیب سوال نمود: شغل شما چه می‌باشد؟

طبیب چون سابقه بهلول را شنیده و او را می‌شناخت که دیوانه است خواست او را مسخره نماید. به او جواب داد: من طبیب هستم و مرده‌ها را زنده می‌نمایم. بهلول در جواب گفت: تو زنده‌ها را نکش، مرده زنده کردنت پیشکش. از جواب بهلول هارون و اهل مجلس خنده بسیار نمودند و طبیب از رو رفت و بغداد را ترک نمود.

‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

🖤 پارت هفتم | خواهر گمشدهلانا کاغذ را محکم در دستش گرفته بود...

پارت ۳۷ — «مدرکی که ناپدید شد»صبح روز بعد، یونگی قبل از طلوع...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 9هان با تردید از ماشین پیاده شد.رستوران کوچک ...

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۰ — آخرین رازدرِ انبار کاملاً باز شد.رینا ب...

P : 16

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۰ | مادرم زنده است — بخش دومصبح ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط